تبليغاتX
دل نوشته های دو دختر شهید

 

 

دل نوشته های دو دختر شهید
حجاب صدفی که گوهر عفت ما را حفظ می کند

پدر باز دلم هوای تورو کرده...

                                     بسم الله الرحمن الرحیم

امروز دلتنگم :پدرم سلام ازفرط دلتنگی فراموشم شد عقده ها راه گلویم را

بسته اند ! دنبال بهانه ای برای باریدن است! بابا جان می خواهم با تو سخن

بگویم  تا از شر این بهت منجمداسوده شوم. می خواهم گرمای اشک را

احساس کنم ! می خواهم با صراحت بگویم که هروز وسعتم تحلیل می رود

انقدر که از درک ایثار تو عاجزم. پدرجان دیرزمانی است که مردمان این دیار

اهل احساسهای پوشالی شده اند وهرروز صبح گلهای طمع را بو می کنند

و هرشب با مظراب بی وجدانی سنتور شب را می نوازد خیابانها پر ریاشده

کوچه هاخالی ازتعصب وغیرت! فرسنگها از سرزمین تو دورشده اند با این

همه ازدحام بی دردی درگوشه ای پرسکوت دلم رابه سوی تو پرواز می

دهم تویی که رفتن را برگزیدی و وجودت ازهر وابستگی پاک کردی و

بی نیازی را در کوله بارت نهادی رفتی و انقدر وفادار ماندی  که بالهای

پرواز به تو اهدا شد و تو به هنگام عروج  سایه ات را به یادگارگذاشتی تا

درپناهش لحظه های خستگی دنیازدگی را از تنم  بیرون  کنم ! و وای بر

ان روزی که سایه ات به کار نیاید .

(عکس زیر پدر و عموی شهید ما هستند شادی روحشون

سه تا صلوات  حیدری )

     حتما یه سر به ادامه مطلب بزنید بقیه ...


ادامه مطلب