دل نوشته های دو دختر شهید
حجاب صدفی است که گوهر عفت ما را حفظ می کند
زن این موجود ظریف مظهر جمال خلقت است واسلام می خواهد این گوهر گرانبها
درگنجینه حجاب مستورباشدتا ازافات هوسهامصون بماند.ازطرفی حجاب نوعی ارزش
واحترام برای زنان به دنبال می اورد تانامحرمان /هوسرانان/انهارابه دیده حیوانی ننگرند
قران درباره فلسفه حجاب می فرماید:(حجاب برای این است که زنان شناخته نشوند و
مورد اذیت وازار قرار نگیرند)
زن تا زمانی که در غنچه حجاب است هیچ کس هوس چیدن ان را نمی کند اما همین که
حجاب کنار رفت واین غنچه باز شدان را خواهند چید وپس از چند روز پژمرده وپر پر شده
وبه کناری خواهند افکند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
/در مخزن شرف گوهری جز حجاب نیست/
/شمشردیده را سپری جز حجاب نیست/
۱) رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«زنان در خانه به جایی
که بر کوچه و بازار اشراف داشته باشند نروند، چرا که نگاه مردان به آنها
خیره میشود. به آنان سوره نور را بیاموزید چون در این سوره از تحریم
و عقوبت زنا و نیز از اجتناب نگاه به نامحرم سخن به میان آمده است.»
2) امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه
السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار میدهی،
چشم آنان را از هوس و حرام بازمیداری، چرا که حجاب برای آنها ثبات
بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بیحساب و بیرویه زنان جلوگیری
کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر میتوانی، کاری کن که همسرانت غیر از
تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند...»
3) ام سلمه می گوید:
روزی من و میمنه خدمت رسول خدا بودیم که ابن مکتوم نابینا آمد. پیامبر
به ما دو نفر فرمود چادر به سر کنیم و خود را بپوشانیم. ما گفتیم:«یا رسول
الله، ابن مکتوم که نابیناست و ما را نمیبیند.» پیامبر فرمود:«آیا شما هم
کورید و او را نمی بینید؟!»
4) امام رضا علیه السلام در نامهای به یکی از یاران خود نوشت:«نگاه به
موی زنان حرام است، چون موجب تحریک و فساد است.»
امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود:
روزی من و فاطمه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفتیم. پیامبر سخت میگریست. من گفتم:«پدر و مادرم فدای شما باد؛ چرا گریه میکنید؟!»
رسول خدا فرمود:«در شب معراج زنهایی از امت خود را دیدم که در عذاب شدیدی بودند. از دیدن وضع آنها بسیار اندوهگین شدهام.»
فاطمه علیهاسلام عرض کرد:«پدر جان، عمل آن زنان چه بود که به عذاب مبتلا شده بودند؟»
رسول خدا فرمود:«زنی را به موهایش آویخته بود و مغز سرش در آتش میجوشید. او در دنیا موی خود را از مردان نمی پوشانده.
زنی را به زبانش آویخته بودند و آب جوش در حلقش میریختند. او در دنیا شوهرش را اذیت میکرده. زنی را با پا در تنوری از آتش آویخته بودند چرا که بدون اجازه شوهر از خانهاش بیرون میرفته. زنی گوشت خودش را می خورد و در زیر پایش آتش برافروخته بودند. او در دنیا خود را برای مردان زینت می داده است.
دستهای زنی را به پاهایش بسته بودند و مارها و عقربها بر او مسلط بودند. او در دنیا طهارت را مراعات نمیکرده و نماز را خوار می شمرده است.
زنی کور و کر و لال در تابوتی از آتش بود و مغز سرش از بینی اش خارج می شد و بدنش از جزام و برص پاره پاره شده بود. او از زنا بچه دار شده و بچه را به شوهرش نسبت میداده است.
زنی گوشت تن خود را با قیچی پاره پاره می کرد. او در دنیا خود را در اختیار مردان قرار می داده است.
زنی صورت و بدنش در آتش بود و روده های خود را می خورد. او در دنیا برای زنا وساطت می کرده.
زنی سرش چون خوک و بدنش چون خر بود و هزاران هزار از انواع عذاب بر او میبارید. او زنی بوده سخن چین و دروغ پرداز.
زنی به صورت سگ بود و آتش از دهانش خارج میشد و ملائکه با گرزهای آتشین بر سرش میکوفتند. او در دنیا زنی بوده آوازه خوان و حسود.»
آنگاه رسول خدا فرمود:«وای بر آن زنی که شوهرش از او خشمگین باشد و خوشا به حال آن زنی که شوهرش از او راضی باشد.»



